آموزش کارآفرینی
برگزاری دوره آموزش کارآفرینی | راهنمای راه اندازی و مدیریت کسب و کارهای کوچک
آیا علاقمند به یادگیری کارآفرینی و راه اندازی کسب و کار هستید؟
ما بر این باور هستیم که کارآفرینی را به معنای رایج کلمه نمیتوان «آموزش» داد. یعنی نمیشود به کسی بگوییم مراحل کارآفرینی اینها هستند و برو به ترتیب انجامشان بده تا به یک کارآفرین تبدیل شوی. هدف ما از آموزش کارآفرینی این است که اشتباهات کارآفرینان کاهش پیدا کند. همه میدانیم که کارآفرینی با ریسک همراه است و هر کس که کارآفرین میشود این احتمال را پذیرفته که در این مسیر شکست بخورد. اما حداقل کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که مدلهای علمی را بشناسیم و با شکستهای رایج کارآفرینان آشنا شویم. در این صورت، حتی اگر موفق نشویم، میدانیم که به خاطر «اشتباهات ساده و خطاهای واضح» شکست نخوردهایم. طبیعتاً وقتی از کارآفرینی حرف میزنیم، موضوع بحثمان کسب و کارهای کوچک است. بنابراین میتوانیم این بخش از درسها را SBA مخفف Small Business Administration بنامیم.
تعریف کارآفرینی
کلمه کارآفرین از آن کلماتی است که هر کس آن را هر جور که میخواهد به کار میبرد.
از یک سو مدیران دولتی و سیاستگذاران ارشد ترجیح میدهند کارآفرین را «شغل آفرین» در نظر بگیرند. معنی کارآفرینی از نظر آنها این است که یک نفر «سفرهای پهن کند و عدهای را مشغول کند و حقوق بدهد» تا بخشی از بار مسئولیت ایجاد شغل دولت سبک شود. از طرفی بعداً بتوان با بیمه و مالیات و روشهای دیگر، پولی برای کیسه دولت تأمین کرد. از سوی دیگر میبینیم که یک نفر در اینستاگرام یا شبکه های اجتماعی دیگر اکانت دارد و در آن عکس مهمانیها و گزارش سفرهایش را منتشر میکند و به عنوان بلاگر لایفاستایل یا بلاگر سفر تبلیغ میگیرد و او هم خودش را کارآفرین میداند. این را هم زیاد دیدهایم که عدهای فریلنسری را به عنوان مسیر شغلی خود برمیگزینند و اغلب میگویند که ما کارآفرین شدهایم. این سوال خوبی است که از خود بپرسیم تعریف کارآفرینی چیست و کارآفرین چه کسی است؟ ممکن است بگویید اینها در حد اسم و برچسب است و چندان مهم نیست که چه نام و عنوانی برای خود انتخاب کنیم. اما اینکه خود را چگونه تعریف کنیم و به کدام گروه متعلق بدانیم، روی برخی از تصمیمهایمان تأثیر میگذارد. بنابراین خوب است کمی برای این بحث وقت بگذارید:
تعریف کارآفرینی
فرایند کارآفرینی – آشنایی با مراحل کارآفرینی
کارآفرینی را نمیتوان به شکل کاملاً مکانیکی و کور، به چند مرحله تقسیم کرد. مثلاً نمیتوانیم بگوییم دقیقاً اول گام یک را بردار و بعد گام دو. و وقتی گام دو را به درستی برداشتی به سراغ گام سوم برو. کم نیستند کسانی که آنقدر ناگهانی و ناخواسته کارآفرین شدهاند که اصلاً متوجه شروع مسیر شغلی جدیدشان نشدهاند. با این حال، به همان علت که در درس فایده آموزش کارآفرینی گفتیم، گاهی اوقات میتوان به بهانه بررسی فرایند و مراحل کارآفرینی، درباره برخی اشتباههای پرتکرار صحبت کرد. به همین علت ما درسی را به بررسی مراحل کارآفرینی اختصاص دادهایم. در این درس توضیح دادهایم که قبل از هر چیز باید تشخیص دهید که اصلاً برای کارآفرینی مناسب هستید یا نه. و در ادامه درباره نقش ایده یابی و طراحی محصول و مباحث دیگر صحبت کردهایم.
خواندن این درس ذهن شما را برای مطالعه بقیه درسهای آموزش کارآفرینی آماده میکند:
مراحل کارآفرینی
مهارت های کارآفرینی و ویژگی های شخصیتی کارآفرینان
هر فعالیتی نیاز به مهارتهای خاص خود را دارد؛ از کار سادهای مثل تایپ تا کار بزرگی مثل کارآفرینی. بنابراین منطقی است کسی که به راه اندازی کسب و کار فکر میکند، مهارتهای کارآفرینی را هم جدی بگیرد و برایشان وقت بگذارد. البته مهم است که بین مهارتهای کارآفرینی و ویژگی های شخصیتی کارآفرینان تفاوت قائل شویم (معمولاً بیشتر در مورد دومی حرف میزنند تا اولی). ویژگی های شخصیتی معمولاً ثابت هستند یا بسیار کند تغییر میکنند. اما مهارتها را میتوان با یادگیری و تکرار و تمرین، افزایش داد. بنابراین اگر کسی ویژگی های شخصیتی یک کارآفرین را ندارد، شاید بهتر باشد در انتخاب این مسیر شغلی کمی بیشتر تأمل کند. اما کسی که در مهارتهای کارآفرینی ضعیف است، میتواند با تلاش و برنامه ریزی، خود را برای کارآفرینی آماده کند.
درسهای زیر شما را با این دو بحث بیشتر آشنا میکنند:
- مهارت های کارآفرینی
- ویژگی های شخصیتی کارآفرینان
- مسیر ورود به دنیای کارآفرینی
فرض کنید که تصمیم گرفتهاید برای خودتان کار کنید و کارآفرین شوید. چه گزینههایی پیش روی شماست؟ به نظر میرسد سه مسیر اصلی برای راه اندازی کسب و کار شخصی وجود دارد. مسیر اول این است که به صورت فردی و در قالب پروژه با کارفرماهای مختلف کار کنید. این همان چیزی است که به عنوان «آزادکاری» یا «فریلنسری» شناخته میشود. مثلاً کسی که قبلاً در یک شرکت در زمینه دیجیتال مارکتینگ کار میکرده تصمیم میگیرد برای خودش کار کند و از افراد و شرکتهای مختلف پروژه بگیرد.
فریلنسر کیست؟
اقتصاد گیگ چیست؟
خانه به دوش های دیجیتال
از میان سه درس فوق، دو درس معرفی فریلنسری و خانهبهدوشهای دیجیتال از زیرمجموعههای دوره مسیر شغلی هستند و درس اقتصاد گیگ زیرمجموعه درسهای پلتفرم است. اما اگر فرضتان این باشد که از خوداشتغالی فراتر روید و یک کسب و کار رسمی (شرکت و سازمان) تأسیس کنید، باز هم در برابر یک دوراهی قرار میگیرید: اینکه خودتان یک ایده پیدا کنید و آن را توسعه دهید (کاملاً از نقطه صفر) یا این که سراغ کسب و کارهای فرنچایز بروید (بستنیفروشی خودم را بزنم یا یک شعبه از آیسپک را راهاندازی کنم؟). ما معمولاً فراموش میکنیم که راه اندازی یک شعبه از برند دیگر هم مصداق کارآفرینی است و میتواند مزایای بسیاری داشته باشد. به همین علت این شکل از کارآفرینی را – حتی در حد یک گزینه – بررسی نمیکنیم.با توجه به اهمیت این بحث یکی از درسهای آموزش کارآفرینی متمم صرفاً به همین دوراهی اختصاص یافته است:
ایده شما برای کارآفرینی چیست؟
اگر تصمیم گرفتهاید که فریلنسر نباشید و از طرف دیگر، دوست ندارید در قالب شعبه یک برند و کسب و کار دیگر فعالیت کنید، باید به این فکر کنید که ایده شما برای کارآفرینی چیست؟ یعنی چه چیزی به ذهنتان رسیده که معتقدید میتواند فرصتی برای درآمدزایی و ایجاد ارزش اقتصادی باشد؟ این ایده باید نهایتاً به یک محصول تبدیل شود و برای شما جریان مالی بسازد. کلمه ایده آنقدر در گفتگوهای روزمره ما بهکار رفته که ارجوقرب خود را از دست داده است. گاهی میبینید یک نفر میگوید: هفت، هشت ایده دارم که میخواهم روی آنها سرمایهگذاری کنم (تصور کنید که زاکربرگ و بیل گیتس در هر لحظه فقط یک ایده داشتهاند و پس از موفقیت یا شکست آن، سراغ ایده بعدی رفتهاند). هر چقدر مفهوم ایده را بهتر درک کنیم و ایده خود را بهتر تعریف و ارزیابی کنیم، شانس موفقیت کسب و کار ما بیشتر خواهد بود. درس زیر به این بحث اختصاص یافته است: ایده چیست و چگونه ارزیابی میشود؟
مدل کسب و کار
مدل کسب و کار اصطلاح نسبتاً جدیدی است که با رونق کسب و کارهای دیجیتالی و فرهنگ استارتاپی بر سر زبانها افتاده است. تا چند دهه قبل، هیچ کارآفرینی از مدل کسب و کار حرف نمیزد. اما نباید اشتباه کنیم. این مفهوم، اگر چه کلمهای برایش وجود نداشت، در ذهن تمام کارآفرینان حضور داشت. سوالاتی از این دست که:
- من دقیقاً برای چه چیزی از مردم پول میگیرم؟
- مشتریان من چه کسانی هستند؟
- تأمین کنندگان من چه کسانی هستند؟
- ساختار هزینه من چگونه خواهد بود؟
- …
اصطلاح مدل کسب و کار به این علت در دهههای اخیر بیشتر شنیده میشود که سبک کار کردن و شیوه درآمدزایی کسب و کارها پیچیدهتر شده است. ما از سرویسی مثل یوتیوب استفاده میکنیم اما مجبور نیستیم به یوتیوب پول بدهیم و یوتیوب پول خود را از تبلیغدهندگان میگیرد. البته میتوانیم حق عضویت هم پرداخت کنیم و تبلیغ نبینیم. از این پیچیدهتر، پیامرسانهایی مثل واتساپ هستند که حتی تبلیغ هم پخش نمیکنند. اما چون داخل اکوسیستم بزرگتری قرار گرفتهاند، ارائه خدمات رایگان برایشان توجیهپذیر است.
اگر فرایند کاریتان ساده است، مثلاً میخواهید آرد و مواد اولیه دیگر را بخرید و کیک بپزید و بفروشید، میتوانید برای بحث مدل کسب و کار وقت نگذارید. اما اگر معماری کسب و کارتان پیچیدهتر است و گروههای ذینفع متعددی با آن گره خوردهاند، احتمالاً مطالعه درسهای مدل کسب و کار برایتان مفید است.
اما اگر بخواهید پیشنهاد متمم را بدانید، نظر ما این است که حتی اگر سنتیترین کسبوکارها را هم در اختیار دارید، باز هم درسهای مدل کسب و کار را مطالعه کنید. چون ممکن است هنگام خواندن درسها و حرفها و تمرینهای دوستانتان، ایدههایی برای بهبود کسب و کارتان در ذهنتان جرقه بزند:
انواع کارآفرینان
انتخاب مسیر کارآفرینی به این معناست که فرد نمیخواهد به دریافت حقوق ماهانه تقریباً ثابت و جریان مالی پیشبینیپذیر اکتفا کند و تصمیم گرفته همزمان با پذیرش ریسک بیشتر، خودش هم در طراحی مسیر ارزش آفرینی مشارکت فعال داشته باشد.
- کارآفرینی سازمانی
- کارآفرینی دولتی
- کسب و کار خانوادگی
- میکروبیزینس
چالشهایی پیش روی فعالیت های اقتصادی:
1- رقابت در محدوده محلی و عرصه جهانی به شدت در حال افزایش است.
2- تمامی ابعاد فعالیتهایی اقتصادی به سرعت در حال تغییرات، دانش و فناوری های جدید شتابان ظهور می کنند و اقتصاد از صنعتی به مبتنی بر دانش، اطلاعات و ارتباطات در حال تغییر است.
3-شرایط اقتصادی بی ثبات می گردد.
4-کمبود نیروی انسانی ماهر و ترکیب نیروی کار و انتظارات آنها تغییر می یابد.
5- سرمایه گذاران و سهامداران انتظارات و تقاضا بیشتری از سازمانها دارند.
تعریف خلاقیت:
خلاقیت یک فرآیند ذهنی اسن که منجر به یافتن راه حل ها و ایده ها و یا فرآورده هایی می شود که جدید و بی همتا هستند.
ویژگیهای خلاقیت:
1- فرآیند فکری و روانی.
2-محصول خلاقیت می تواند یک اثر ،ایده، راه حل ،شی و هر چیز دیگر باشد.
3-محصول پدیده ای نو و جدید است.
4-محصول اثری است که علاوه بر تازگی دارای ارزش است.
5- یک توانایی عمومی است و در همه کمو بیش دیده می شود.
6 –قابل پرورش است و با محیط اجتماعی و فرهنگی ارتباط مستقیم دارد.
تعریف نو آوری:
1- فرآیند فکری و روانی.
2-محصول خلاقیت می تواند یک اثر ،ایده، راه حل ،شی و هر چیز دیگر باشد.
3-محصول پدیده ای نو و جدید است.
4-محصول اثری است که علاوه بر تازگی دارای ارزش است.
5- یک توانایی عمومی است و در همه کمو بیش دیده می شود.
6 –قابل پرورش است و با محیط اجتماعی و فرهنگی ارتباط مستقیم دارد.
ایده پروری:
1- ارائه یک راه حل جدید برای انجام کارهاست.
2-ساختن ایده فقط از عهده ذهنی خلاق و پویا بر می آید مانند ژول ورن.
فرصت:
1- فرصت یعنی در دنیای کسب و کار نیاز جدید است که بتوان آن را به کسب و کار یا یک ارزش اقتصادی تبدیل کرد.
2-فرصتها از جمع ایده و یک نقص و نیاز بوجود می آیند.
3-خلق فرصت وقتی یک ایده داریم و به دنبال خلاء و نیاز می گردیم که ایده ما پاسخی به آن نیاز باشد و یا نیازی را می شناسیم و باید ایده ای برای رفع آن نقص یا نیاز بیابیم. ماشین اصلاح.
انواع نو آوری:
1-بنیادی.
2-نو آوری در محصول.
3-در تجدید ساخت تکنولوژی.
4-در نام گذاری و تبلیغ.
5-در فرآیند تولید.
6- در طراحی.
7-در زمینه تجدید فرمول سازی.
8-در ارائه خدمات.
9-در بسته بندی.
موانع خلاقیت:
1- فردی مثل فیزیولوژیک و جسمی-روانی (احساسی، هیجانی)، بیولوژیک، ادراکی.
2-محیطی.
3-تاریخی.
4-تفکرات منفی، خرافی: در قالب مذهب-اقتصادی-اجتماعی، مدرسه، خانواده و باشگاه، سازمانی.
5-موانع کلان ساختاری.
هفت منبع شناخت فرصت نوآوری:
1-غیر مترقبه.
2- ناسازگاری: بین واقعیت و مفروضات، بین ارزشها و انتظارات –در درون چرخه یا منطبق بر فرآیند.
3-نیاز فرآیند: مستقل، حلقه ارتباطی ضعیف یا مفقوده، تعریف واضح و روشن از هدف، ویژگیهای راهحل پیشنهادی به روشنی قابل تعریف باشد، درک و باور عمومی که یک راه مهمتر باید وجود داشته باشد وجود داشته باشد.
4- ساختارهای صنعت و بازار.
5- ویژگیهای جمعیت شناختی.
6- تغییرات در قوه ادراک
7- منبع دانش جدید
ویژگیهای نوآوری دانش بنیان:
1-به تجزیه و تحلیل دقیق همه عوامل ضروری نیاز دارد.
2-نیاز به تمرکز روشن روی جایگاه رهبری در بازار دارد.
3-تمرکز بر یک سیستم کامل که در زمینه خود غالب شود.
4-تمرکز بر ایجاد بازار برای محصولتانت و در دست گرفتن جایگاه رهبری.
5- نیازمند یادگیری مدیریت نوآورانه است.
فکر خوب:
اساس نوآوری بر پایه تفکر و ایده پردازی است و می توان گفت که تمام روش های نوآوری در زمانی موفق خواهد بود که از یک فکر خوب شروع شود. فکرهای خوب باید به ایده خوب تبدیل شوند و همراه با خلاقیت در شکل یک نوآوری ظهور کنند.